{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه ازش میپرسیدم تا حالا عاشق شدی؟ و اون هر سری جواب می

همیشه ازش میپرسیدم تا حالا عاشق شدی؟ و اون هر سری جواب میداد نه! ...
تا اینکه یبار دفترچه خاطراتش رو اتفاقی دیدم، صفحه اولش باز بود و خوندمش؛ نوشته بود "به نام خدایی که او ‌را خلق کرد تا قرار بی قراری هایم باشد"...
ازش پرسیدم خب حالا بازم جواب سوالم منفیه؟
گفت اره، گفتم یعنی عاشقش نبودی؟!
به یه گوشه زل زد و گفت: کار ما از عشق گذشته بود .....
#خاصترین
دیدگاه ها (۸)

#خاصترین

#خاصترین

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart⁸دلم میخواست ...

^فیک جونگکوک^(پارت۵۹)

پارت ۱۰ | جایی که بالاخره خودم را پیدا کردمماه‌ها گذشت.اولش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط