{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💜💜

💜💜
چگونه فکر می‌کنی پنهانی و به چشم نمی‌آیی؟
تو که قطره‌ی بارانی بر پیراهنم
دکمه‌ی طلایی بر آستینم
کتابی کوچکی در دستانم
و زخم کهنه‌ای بر گوشه‌ی لبم
مردم از عطر لباسم می‌فهمند
که معشوقم تویی
از عطر تنم می‌فهمند که با من بوده‌ای
از بازوی به خواب رفته‌ام می‌فهمند
که زیر سر تو بوده است...
دیدگاه ها (۰)

💜💜دلم بهانه ی تو را داردتو می دانی بهانه چیست؟!بهانه همان اس...

💜💜من از ڪجا سر راه تو آمدم ناڪَاه...!؟چه کرد با دل من آن نڪَ...

💜💜اگر می خواهی از حالِ من بدانیسخت نیست !تصور کن کسی را که ه...

💜💜همچو یک سازدر آغوشمیمی نوازمت نرم و آرامدر نفس هایت می چرخ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط