{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم

زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
بر این تکرار در تکرار پایانی نمی بینم🌸🍃

به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم
ولی از خویشتن جز گردی به دامانی نمی بینم

چه بر ما رفته است ای عمر ؟
ای یاقوت بی قیمت !🌸🍃
که غیر از مرگ گردنبند ارزانی نمی بینم

زمین از دلبران خالی ست یا من
چشم و دل سیرم ؟
که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم

خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ
می خواهد🌸🍃
که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم
دیدگاه ها (۰)

والله كه شهر بى تو مرا حبس می‌شودآوارگى و كوه و بيابانم آرزو...

دلم غرق شدہ از دوست داشتنتدلم هوایے شدہ براے بودنتچہ خوب است...

ما آرزو کردیم و نپذیرفتیم کهقرار نیست به تمام آرزوها‍‍مان بر...

معرفی کتاب: مجموعه انتخاب 🎀نشر باژ🌙ترتیب: انتخاب 💙برگزیده 🩷ش...

سفیر کبیر Grand Ambassador

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط