نذر کرده ام

نذر کرده ام

نذر کرده ام
يک روزی که خوشحال تر بودم
بيايم و بنويسم که
زندگی را بايد با لذت خورد !
که ضربه های روی سر را بايد آرام بوسيد
و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد
يک روزی که خوشحال تر بودم
می آيم و می نويسم که
اين نيز بگذرد ....
مثل هميشه که همه چيز گذشته است و
آب از آسياب و طبل طوفان از نوا افتاده است
يک روزی که خوشحال تر بودم
يک نقاشی از پاييز مي گذارم که
يادم بيايد زمستان تنها فصل زندگی نيست
زندگی پاييز هم می شود
رنگارنگ ، از همه رنگ ، بخر و ببر ....
يک روزی که خوشحال تر بودم
نذرم را ادا می کنم
تا روزهایی مثل حالا
که خستگی و ناتوانی لای دست و پايم پيچيده است
بخوانمشان

و يادم بيايد که
هيچ بهار و پاييزی بی زمستان مزه نمی دهد
و هيچ آسياب آرامی بی طوفان .....
مهدی اخوان ثالث
دیدگاه ها (۰)

‌نذر کرده اميک روزی که خوشحال تر بودمبيايم و بنويسم کهزندگی ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟙𝟚-در درونِ هر زن،زن دیگری وجود دارد که هیچ‌ کس او را...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش سوم_اشک های داغ را عقب می‌رانم"تو خیلی بهت...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۱چرخی توی خونه زد ...

نذر کرده‌امیک روزی که خوشحال‌تر بودمبیایم و بنویسم که:زندگی ...

نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم کهزندگی ر...

نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم کهزندگی ر...

نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم که زندگی ...

نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم که زندگی ...

.نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم کهزندگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط