امشب آخرین دقیقه آذرماه را ورق می زنیم و شمع های روشن زرد
نرو بعدی
و شب های که وضع نسبتا بهتری دارم، خاطرات و دردهای به جا م
و شب های که وضع نسبتا بهتری دارم، خاطرات و دردهای به جا مانده از گذشته درب خانه را می زنند، وارد می شوند، دستهایم را می بندند، زخم می زنند و سپس خانه را به آتش می کشند.
دیدگاه ها (۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.