{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه کسی می داند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی

چه کسی می داند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی..
چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی..
پیله ات را بگشا تو به اندازه پروانه شدن زیبایی؛
از صدای گذر آب چنان فهمیدم ..
تند تر از آب روان عمر گران می گذرد!
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست؛
آرزویم این است آنقدر سیر بخندی که ندانی غم چیست..
دیدگاه ها (۲)

آخرین پنج‌شنبه سال 1404🕊🖤ما مانده ایم با سال جدیدی که نمیدان...

او در اولین اعزامیش با ذوق شوق رفت و دیگر برنگشتاو سنی نداشت...

ای آزادی...

شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایش هست زندگی باید کرد خبر از...

از صدای.......

از صدای گذر آب چنان میفهممتندتر از آب روانعمرگران میگذردزندگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط