در دل شب بودم
در دل شب بودم
ماه همچنان می درخشید
و من در سرزمین غم هایم بودم
کشتی هایم مانند چشمانم غرق شده بودند
مثل همیشه به او فکر میکردم
در خیالاتم پرسه زنان به سمت او میرفتم
اما
خوب به یاد دارم که این عشق به یک راه ختم میشد
امیدوار بودم، ذوق داشتم، عاشق بودم...اما افسوس که این عشق در نطفه خفه شد
آری، این ذهن و او قصد کشتن مرا دارند)
ماه همچنان می درخشید
و من در سرزمین غم هایم بودم
کشتی هایم مانند چشمانم غرق شده بودند
مثل همیشه به او فکر میکردم
در خیالاتم پرسه زنان به سمت او میرفتم
اما
خوب به یاد دارم که این عشق به یک راه ختم میشد
امیدوار بودم، ذوق داشتم، عاشق بودم...اما افسوس که این عشق در نطفه خفه شد
آری، این ذهن و او قصد کشتن مرا دارند)
- ۹.۸k
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط