{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای،

ای،
آرامش روحم،
گاهی چشمهایم را برای دیدنت،
نذر می کنم،
و گاهی دلم را،،
این روزها بی اجابت می گذرند،
اما من از تو نمی گذرم،
عشق حدیث انتظار است ماه من،
و من هر جا که باشم یادت با من است،
ضربان قلبم به عشق تو می زند،
چشمهایم برای دیدن تو دوباره باز می شود،
و دستانم برای به آغوش کشیدنت،
لحظه شماری می کنند،
میخواهم بدانی که دوستت دارم،
تا روزی که نفس می کشم 😢😢💔
دیدگاه ها (۲)

کاش دستم، به دلت می رسید، دستمال گلداری از شعر، دورش می بستم...

عشق، لبخند توست، از فرسنگها دورتر، آنگاه که نگاهت فاصله را د...

دلتنگی آدمو، به خیال می کشه، دلتنگم و کسی نمی فهمد، قدم زدن ...

قضاوت، با شما 💔💔💔

عقریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط