دلم گاهی چنان تنگ میشود
دلم گاهی چنان تنگ میشود
که انگار نامت را در سینهام زندانی کردهام.
نفس میکشم،
اما هوا از یاد تو پر است
و رهایی ندارد.
تو نیستی،
ولی نبودنت از هر حضور پُررنگتر است.
شبها که خاموش میشود شهر،
دلم بیدار میماند
و با خاطرههایت گپ میزند؛
گپی که آخرش همیشه
به آه ختم میشود.
من به تو نرسیدم،
اما تو به تمامِ من رسیدی.
در سکوتهایم،
در دعاهایم،
حتی در صبری که دیگر صبر نیست.
اگر روزی آمدی و دیدی
هنوز دلم همانجاست،
تعجب نکن…
دل، وقتی عاشق شد،
راهِ برگشت را فراموش میکند...🦋🦋
اله سنسیزلمیشم آلاه بیلیر نقدر
#saharshehim💖
که انگار نامت را در سینهام زندانی کردهام.
نفس میکشم،
اما هوا از یاد تو پر است
و رهایی ندارد.
تو نیستی،
ولی نبودنت از هر حضور پُررنگتر است.
شبها که خاموش میشود شهر،
دلم بیدار میماند
و با خاطرههایت گپ میزند؛
گپی که آخرش همیشه
به آه ختم میشود.
من به تو نرسیدم،
اما تو به تمامِ من رسیدی.
در سکوتهایم،
در دعاهایم،
حتی در صبری که دیگر صبر نیست.
اگر روزی آمدی و دیدی
هنوز دلم همانجاست،
تعجب نکن…
دل، وقتی عاشق شد،
راهِ برگشت را فراموش میکند...🦋🦋
اله سنسیزلمیشم آلاه بیلیر نقدر
#saharshehim💖
- ۱۱۹
- ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط