{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مداد رنگیها مشغول بودندبه جزمداد سفید هیچکس به اوکار نم

️مداد رنگیها مشغول بودندبه جزمداد سفید، هیچکس به اوکار نمیداد،همه میگفتند: تو به هیچ دردی نمیخوری، یک شب که مدادرنگیها توسیاهی شب گم شده بودند، مداد سفید تا صبح ماه کشید مهتاب کشید وآنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچکتر شد صبح توی جعبه مداد رنگی جای خالی او با هیچ رنگی پرنشد
به یاد هم باشیم شاید فردا ما هم درکنارهم نباشیم…
دیدگاه ها (۰)

فقد بخند و بگو خوب هستم چون هیچ کس درست درکت نمیکنه…..

نازنین پسرماز شوق داشتنت دلم میخواهد پرواز کنماما فضای این خ...

——من بی نقص نیستم ولی خیلی زیادی با همه خوبم از خوب بودنم فق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط