{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P.1
_
صبحی دیگر
صبحی تازه و زیبا
با شوق و ذوق از خواب بلند شد
دخترک به کنارش نگاه کرد
غرق در صورت خواب پسر شد.

سرش رو نزدیک پسر کرد نفس هاشو توی سینه حبس کرد.
موهای خوش حالتشو زد کنار و
گوشه گونه تهیونگ رو ناز کرد.

لب هاشو تر کرد برای یه بوسه
بوسه بیداری
بوسه صبح بخیر.

سرشو نزدیک تهیونگ کرد و آروم بوسیدش

چشم هاش قشنگشو باز کرد و آروم و بیجون

لبخندی زد و گفت:

تهیونگ: ژِووس اِدو مآدآم...«میپرستمت بآنو»

امیلی: بونژو تهیونگ

تهیونگ: صبح توعم بخیر پرنسس
_
ادامه دارد... .
دیدگاه ها (۰)

P.2_امیلی سریع رفت سمت دستشویی تا کار های لازمشو انجام بده و...

P.3_تهیونگ امیلی رو نشوند روی اوپنپاهاشو وا کرد و خودش اومد ...

P.3_+سخته ولی دیگه نباید بهش اصرار میکردی و سخت میگرفتی.- تو...

P.2_-بهش اعتراف کردم.گفت« تو درمورد من هیچی نمیدونی فقط سه ه...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۵۵میون‌شی لبخندی زد و قاشق بعدی را ...

پارت 44

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط