{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم دعا میکردم که خدایا آتش شب عروسیش نمیره حالا با این

داشتم دعا میکردم که خدایا آتش شب عروسیش نمیره حالا با این سکانس یادم اومد که نه فقط دارن ما رو بازی‌میدن
دیدگاه ها (۰)

سریال فضیلت خانم و دخترانش

مرات عاشقتونم

این دریا طغیان میکند

مرجان به آتش حسادت میکنه

من سه ساعت داشتم گریه می کردم که مرجان خدایا نمیره بعد اینا ...

شما رو نمیدونم ولی من با این خاطره‌هایی داشتم که الان با این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط