رسیدن به نقطه وصل در معنای واقعی
«رسیدن به نقطه وصل» در معنای واقعی
به معنی فرار از جهان فیزیکی نیست
بلکه به معنی تغییر نوع رابطه با جهان فیزیکی است.
بسیاری فکر میکنن آگاهی یعنی:
بریدن از دنیا
بینیاز شدن از بدن
بیاهمیت شدن روابط
رها کردن ماده و فیزیک
این نگاه در عمل معمولاً به یکی از اینها ختم
میشه:
بیعملی
انزوا
توهم معنوی
یا نوعی گریز از واقعیت
که اسمش آگاهی نیست، اسمش جداشدگی ناسالمه.
نقطه وصل واقعی یعنی چی؟
از منظر مسیر آگاهی«نقطه وصل» یعنی:
دیگه هویتت فقط از نقشها، ترسها و وابستگیها نمیاد
ولی همچنان در جهان حضور کامل داری.
نه اینکه جهان رو ترک کنی،
بلکه:
دیگه اسیرش نیستی
ولی ازش هم فرار نمیکنی
فرق دو حالت خیلی مهمه:
حالت ناسالم:
«من وصل شدم !دنیا بیارزشه !روابط مهم نیست !بدن مهم نیست»
این معمولاً نشانهی:
خستگی روانی
فرار از درد
یا تلاش برای احساس خاص بودن است.
حالت سالم:
«من وصل شدم →دنیا همون دنیاست → ولی من دیگه با ترس و چسبندگی زندگی نمیکنم»
یعنی:
هنوز کار میکنی
هنوز عاشق میشی
هنوز رنج میکشی
هنوز تصمیم میگیری
اما دیگه خودت رو گم نمیکنی توی اینها.
یک معیار خیلی ساده و واقعی
اگر کسی واقعاً به سطح بالاتری از آگاهی رسیده باشد:
زندگیاش منظمتر میشود، نه آشفتهتر
مسئولیتپذیرتر میشود، نه بیخیالتر
حضورش آرامتر میشود، نه سرد و بریده
ارتباطش با بدن و واقعیت قویتر میشود، نه ضعیفتر
آگاهی واقعی همیشه ریشهدارتر است، نه معلق.
کسی که به نقطه وصل میرسه
دیگه هویتش رو از وابستگیها نمیگیره
ولی جهان فیزیکی رو عمیقتر، شفافتر و آگاهانهتر تجربه میکنه.
۳۶۹♻️
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#آگاهی
#مسیر_بیداری
#بیداری_ساکنان_زمین
به معنی فرار از جهان فیزیکی نیست
بلکه به معنی تغییر نوع رابطه با جهان فیزیکی است.
بسیاری فکر میکنن آگاهی یعنی:
بریدن از دنیا
بینیاز شدن از بدن
بیاهمیت شدن روابط
رها کردن ماده و فیزیک
این نگاه در عمل معمولاً به یکی از اینها ختم
میشه:
بیعملی
انزوا
توهم معنوی
یا نوعی گریز از واقعیت
که اسمش آگاهی نیست، اسمش جداشدگی ناسالمه.
نقطه وصل واقعی یعنی چی؟
از منظر مسیر آگاهی«نقطه وصل» یعنی:
دیگه هویتت فقط از نقشها، ترسها و وابستگیها نمیاد
ولی همچنان در جهان حضور کامل داری.
نه اینکه جهان رو ترک کنی،
بلکه:
دیگه اسیرش نیستی
ولی ازش هم فرار نمیکنی
فرق دو حالت خیلی مهمه:
حالت ناسالم:
«من وصل شدم !دنیا بیارزشه !روابط مهم نیست !بدن مهم نیست»
این معمولاً نشانهی:
خستگی روانی
فرار از درد
یا تلاش برای احساس خاص بودن است.
حالت سالم:
«من وصل شدم →دنیا همون دنیاست → ولی من دیگه با ترس و چسبندگی زندگی نمیکنم»
یعنی:
هنوز کار میکنی
هنوز عاشق میشی
هنوز رنج میکشی
هنوز تصمیم میگیری
اما دیگه خودت رو گم نمیکنی توی اینها.
یک معیار خیلی ساده و واقعی
اگر کسی واقعاً به سطح بالاتری از آگاهی رسیده باشد:
زندگیاش منظمتر میشود، نه آشفتهتر
مسئولیتپذیرتر میشود، نه بیخیالتر
حضورش آرامتر میشود، نه سرد و بریده
ارتباطش با بدن و واقعیت قویتر میشود، نه ضعیفتر
آگاهی واقعی همیشه ریشهدارتر است، نه معلق.
کسی که به نقطه وصل میرسه
دیگه هویتش رو از وابستگیها نمیگیره
ولی جهان فیزیکی رو عمیقتر، شفافتر و آگاهانهتر تجربه میکنه.
۳۶۹♻️
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#آگاهی
#مسیر_بیداری
#بیداری_ساکنان_زمین
- ۷۶۵
- ۲۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط