{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از همه ی ترسهام به تو پناه آوردم..تنها راه فرار من تو کل زندگیم دستای تو بود..تمام عمرم منتظر تو نشسته بودم ولی تو‌...حالا تو چشمای من نگاه کن و بگو..بعد از این چطوری دوباره بخندم؟

دیدگاه ها (۲)

تنهایی به معنای نبودن تو نیست. تنهایی من زمانی معنا پیدا کرد که ی نگاه به زندگیم انداختم و فهمیدم با هر احتمال موجودی که فکرش رو بکنم، دیگه نمیتونم تورو داشته باشم.

من خندیدم، چون فهمیدم با غم های ناپایانم به هیچ‌جا نمیرسم. دقیقا مثل همین الان که با خندیدن هم به جایی نرسیدم.

عشق یعنی به یکی قدرتی بدی که نابودت کنه اما باور داشته باشی نمیکنه!

این داستان :وقتی بابام پیام میده میگه سر کوچه دعوام شده من ت...

ای سایه ی خیال و تمنای من سلام ای منتظر نشسته به رویای من سل...

امتحان؟ویو سونیا:امروز برگه ی امتحانم رو گرفتم خراب کرده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط