{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشود فاش کسی آن­چه میان من و توست

نشود فاش کسی آن­چه میان من و توست
تا اشارات نظر، نامه ­رسان من و توست

گوش کن، با لب خاموش سخن می­گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و کس، مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی، نگران من و توست

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه ­ی عشق نهان من و توست

گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ارنه
ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست

این همه قصه ­ی فردوس و تمنای بهشت
گفت­و­گویی و خیالی ز جهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به دیباچه ­ی عقل
هرکجا نامه ­ی عشق است، نشان من و توست

سایه، زآتش­کده ­ی ماست، فروغ مه و مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست
دیدگاه ها (۱۰)

گو بهار دل و جان باش و خزان باش ،ارنهای بسا باغ و بهاران که ...

نشود فاش کسی آنچه میان من و توستتا اشارات نظر نامه رسان من ت...

نشود فاش کسی آنچه میان من و توستتا اشارات نظر نامه رسان من ت...

گو بهار دل و جان باش و خزان باش ،ارنهای بسا باغ و بهاران که ...

#دل نوشته نشود فاشِ کسی آنچه میان من و توستتا اشارات نظر، نا...

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست تا اشارات نظر نامه رسان من...

نشود فاش کسی آنچه میان من و توستتا اشارات نظر نامه رسان من و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط