{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

myBADboy ...

#my.BAD.boy. part 3

هیونجین با چشمای خما.ر به لب های فیلیکس نگاه کرد و نزدی. تر شد جوری که تفس هاشون به صورت هم می خورد.....
.
فیلیکس قلبش تند میزد و نفساش نا منظم شده بود ، گونه هاش سرخ شده بود و نمی دونست چیکار کنه.
.
هیونجین چشماش رو بست و پیشونیش رو به پیشونی فیلیکس چسبوند و یکی از دستش روی دیوار کنار سر فیلیکس بود و دیگری روی کمر اون قرار داشت و راه فراری برای اون نزاشته بود
.
فیلیکس با صدای لرزون سعی کرد اعتراض کنه:
فیلیکس: و...ولم...بزار برم..ع..عوضی
هیونجین نیشخند زد و حتی یه کوچولو هم ازش فاصله نگرفت و به جاش گفت:
هیونجین: ولت کنم؟ مسخرست تازه شروع کردبم جوجه کوچولو
فیلیکس سعی کرد هیونجین رو هول بده عقب ولی هیونجین خیلی محکم ایستاده بود و یهو دست کنار سر فیلیکس از روی دیوار بلند شد و مچ های دستش رو با یه دست گرفت و بالای سرش چسبوند
.
هیونجین از قدرتی که روی فیلیکس داشت لذت میبرد و نیشخند زد..کمی از صورتش فاصله گرفت ولی در حدی که صورت فیلیکس رو ببینه..از بالا به فیلیکس خیره شده بود و اروم توی گوش فیلیکس زمزمه کرد:
هیونجین: (الان فکر کردی میتونی کاری انجام بدی...تو در مقابل من هیچ قدرتی نداری و باید این رو بفهمی دیگه تو ماله منی و جایی برای رفتن نداری....فقط ماله منی...هیچ کسه دیگه ای نمیتونه بهت نگاه کنه یا دستت بزنه))
بعد از گفتن این از گوشش فیلیکس فاصله گرفت و به چشمای پر از خشمم نگاه کرد
.
فیلیکس: من ماله تو نیس----
هیونجین نزاشت حرف فیلیکس تموم شه و اون رو توی بو.سه کشید....فیلیکس سعی کرد جابه جا شه ولی هیونجین محکم گرفتش و اروم روی ل.ب هاش زمزمه کرد:
هیونجین:((تو ماله منی و اینو متوجه میشی و خواهی شد..روزی میرسه که برام التماس کنی))
.
هیونجین از فیلیکس جدا شد و لباساش رو صاف کرد و ساعت رو چک کرد و گفت:
هیونجین:جلسه دارم...نگران نباش زود میام
فیلیکس: من نگران توی عوضی نمیشم و نخواهم هم شد...هبچ وقت بهت علاقمند نمیشم ((جمله ی اخر رو با مکث و اروم گفت چون شک داشت هم احساس نفرت به هیونجین داشت و هم احساسی جدید ))
.
هیونجین متوجه زمزمه بار گفتن و مکث فیلیکس شد و نیشخند از روی پیروز زد و برای اخرین بار نگاهش کرد و گفت:
هیونجین: میدونم که میشی
.
و بعد رفت و فیلیکس رو با بادیگارد ها داخل عمارتی بزرگ و تیره تنها گذاشت...فیلبکس رفت توی اتاق و....((ادامه دارد))






امیدوارم دوستش داشته باشید خوشگلام😊بابت تمام حمایت هاتون هم ازتون ممنونم بانوهای زیبام🫠💝منتظر پارت های بعدی هیون باشید...بوس بهتون فرشته کوچولوهام💝🥟🥝🌚⭐️🌟






#Huynjin
دیدگاه ها (۱۸)

#my.BAD.boy. part 2هیونجین گوشش رو در اورد و به...

#Just.let.me.kiss.you. part 6یجی به رزا گفت : برو شمار...

#Just.let.me.kiss.you. part 2ویو مهمونی شب...

#mafia.lover. part 3هیونجین نزدیک فیلیکس شد و دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط