{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته خسته خسته از این روز و شبا

خسته خسته خسته از این روز و شبا
گشته ام در رویا و خیال ها
پایان زندگی چیست؟
مرگ یا بیهودگی؟
نمیدانم کدام است ولی هنوز زود است
میخواهم پر بکشم ولی بال هایم بسته است
میخواهم آزاد باشم ولی قفس در بسته است
من مهربونم ساده و زود گذر
چشد؟
بعد این مهربانی؟
بعد پذیرفتن در قفس بودن؟
ماندی؟
آزادی را دگر نمیخواهی؟
آری تو دگر آزاد نیستی حال اسیر خود شدی نه این قفس
اگر خواهی توانی پر زنی قفس را شکسته رها کنی
آزادی را بر دست خود بیاور
کسی نیست فرشته ی نجاتت
مگر شوی تو عاشق
غیر ممکن ممکن شود...
فرشته ی نجاتت
تو را از تاریکی درونت آزاد خواهد
ولی مراقب باش
به خود آیی
تو ام بال هایش بسته ای
او را در قفس کرده ای
و او حالا...
دیدگاه ها (۵)

کپشننن .💘🔪.عروسک من😈🔞 پارت سوم با چشمای خیس به چشمای سیاه...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁷+ «مثل آرام‌بخش میم...

### 🌑 پارت نهم: سوختنِ خاطراتهوا سنگین شده بود، انگار اکسیژن...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

از ترس تا اعتمادpart: 1 ...

خانواده ی کیبوتسوجی فصل ۲ قسمت ۱ :بعد از سال ها🗣😹عکس پستر هم...

داستان کودکانه «جادوی لبخند در قصر سایه‌های خاکستری» به نویس...

معامله p16جونگ‌کوک انگشت‌هایش را آرام روی ملحفه کشید.«دردم خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط