{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بزارید براتون داستان تعریف کنم روزی زنو شوهری به خونه ی ج

بزارید براتون داستان تعریف کنم روزی زنو شوهری به خونه ی جدیدشون که نقل مکان میکنن در حین کار کردن همسر مرد متوجه میشه همسایه بغلیشون توی حیاط در حال پهن کردن رخته ولی همه ی لباس ها کثیف و خاکی عه به شوهرشم میگه چه همسایه ی بی فکری داریم که حتی بلد نیست که لباسارو تمیز بشوره! روز ها پس از دیگری میگذشت و همچنان اون زن لباس های کثیف پهن میکرد یک روز وقتی زن دید دیگه لباس های شسته شده کثیف نیست به شوهرش گفت بلاخره این زن یاد گرفته و همش بخاطر وجود منه که با توجه کردن به این موضوع بهش فهموندم تمیز نمیشوره در حالی که شوهرش بهش گفت اون فقط پنجره رو تمیز کرد و لباس ها پهن شده مثل هر روز تمیز و زیبا نمایان شدن:) گاهی مشکل خودمونیم نه بقیه
دیدگاه ها (۳)

تضمینی 👌🏻🤌🏻

به طرز رو مخی حس رو مخی منتقل میکنه توی هر اتاقی احساس خوبی ...

حواستون باشه چون الکی دور ریزی نمیکنیم که هر چیزی رو نمیخوری...

اگه وقت نمیکنی یا دوست نداری تحقیق و مطالعه کنی پس حداقل سکو...

پارت 12

P/23اون شب برای اولین بار خشم پدربزرگ رو دیدم. خشم فرشته ای ...

سلامح🗣اومدم با اوسی های جدیدح🗣اوسی های جدید شیطان کش🗣بریم بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط