{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قدرشو ندونستم.

قدرشو ندونستم.
پدر بزرگم بچه بودم 8 سالم بود پدر بزرگم هر روز میرفت خیابون چون بیکار بود یه بار من و برد بهم گفت مو فرفری و گوگولی خودم برام 4 یخمک خرید رنگی بودن هنوزم یادمه🙂
دیدگاه ها (۱۵)

ولی کسی نیست کسی برام نمونده.

من. فعلا معافم😂

اوف این ماشیناا

برام سواله که چرا آدما دارن ازم سو استفاده میکنن؟ چرا با احس...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

شب تولدم پارت 51فصل دوم پارت22ات: خب راستش چرا کشتی پدر و ما...

پسر بد (13)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط