{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"LOVE"

"LOVE"
GHAPTER:1
PART:2
چون دیر رسیده بودم دویدم که یهو به یه پسره برخورد کردم.
گفتم:حواستون کجاست
که با یه پوزخند مسخره گفت:به‌به طلبکارم که هستی بعد با یک نفر که فک کنم دوستش بود از کنارمون رد شد
"ویو تهیونگ"
وقتی محکم خورد بهم شوکه شدم سرشو گزفت بالا به معنای واقعی چشمام برق زد اون بد//ن سفیدش زیر لباس اوف پسر تو چیمیگی
"ویو آنیا"
حالم ازش بهم میخوره‌
پسره‌ی لا//شی
ولی واقعا جذاب بودا اَه چی داری میگی دختر
مربی اومد
م:خب شما ها دخترها و پسر ها همه‌ی سما از این به بعد باهم تمرین دارین و برای همین میخوام شما رو به گروه های ⁴نفره تقسیم کنم گروه اول پسرها :
کیم‌تهیونگ و جئون‌جونگکوک
دخترها:
پارک‌آنیا و لی‌جنا
شما باهم گروهین
آنیا:نه
م:بله؟
آنیا:میگم نه آخه چیزه
م:همین که گفتم آخه و چیزه نداریم
جنا:هی دختر انقدر به خودت سخت نگیر بیا گرم کنیم وگرنه نمیتونیم چالشون کنیم (لبخند‌شیطانی)
آنیا:خنگول خانوم ما با اون وسرا کروهیم نه دشمن.
جنا:ای وای آره به هر حال بیا گرم کن
آنیا:باشه😂
خب بچه ها
خماریییی
دیدگاه ها (۵)

منن

(استوری درخواستی)

"LOVE"GHAPTER:1PART:1"ویو‌آنیا"6:00با صدای زنگ گوشیم بیدار ش...

"Love"GHAPTER:¹PART:¹¹"ویو ته"ساعت⁷رسیدم فرودگاه....داشتم دن...

پارت اول❤️‍🔥قلبم برای تو❤️‍🔥یور: انیا جان باشو اولین روز مدر...

آنچه گذشت:وقتی انیا در خونرو باز میکنه باندو میپره روش و انی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط