حس های زیادی هستند که

حس های زیادی هستند که
نه می‌توان آن‌ها را به زبان آورد.
نه می‌توان نوشت‌شان -
یا اگر هم به زبان بیایند یا نوشته شوند
باز هم حق مطلب ادا نمی‌شود
مثلاً وقت‌هایی که دلت میخواهد کسی را
بدون هیچ ناخالصی و فارغ از همه‌چیز، در آغوش بگیری،
در آغوش بگیری تا برای تمام روزهای دلتنگی،
تنهایی و بی‌قراری ذخیره داشته باشی
گاهی امّا
گاهی مجال هیچ‌چیز نمی‌یابی!
گاهی فقط باید از دور کسی را تماشا کرد
و تمام حسرت‌ها را توی بقچه‌ای پیچید
و گذاشت روی طاقچه ی دل.
دیدگاه ها (۱)

مي‌خواهم به رویا کوچ کنم ، به جايي که رسیدن به تو محال نیست!

شاید کسی فصلی شود در قصه ام امادیگر ز آب و رنگ عشقاین داستان...

مادر بزرگم آلزایمر گرفت و یه روز عکس عروسی خودشو روی دیوار د...

یک عمر باید بگذردتا بفهمی بیشتر غصه هایی که خوردینه خوردنی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط