{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقم مث ی بیمار

عاشقم مث ی بیمار

می روی افکار من هر بار می ریزد به هم !
شعرمن از دوری‌ات ای‌‌یار می ریزد به‌ هم !

وقت رفتن آنچنان دلشوره می‌گیرم که‌ باز
حالم از دلشوره ی بسیار می ریزد به هم !

مثل بم شهر دلم از غصه ویران می شود
در میان کوهی از آوار می ریزد به هم !

دست و پا می لرزد از پس لرزه‌های رفتنت
بعدِ تو آرامشم انگار می ریزد به هم !

چون نباشی ارزشی دیگر ندارد زندگی
خانه همراه در و دیوار می ریزد به هم !

" دوستت دارم "چگونه من به تو ثابت کنم
واژه ها با اینهمه اصرار می ریزد به هم !

می روی و در دلم آشوب برپا می کنی
باز هم این عاشق بیمار می ریزد به هم !
دیدگاه ها (۱)

آنکه بی یار کند؛ یار شود، یار توییآنکه دل داده شود؛ دل ببرد،...

از هر کجای زندگی ام که شروع میکنمانتهایش میرسم به تواصلا انگ...

فاصله یک لبخند تا جنون

my snow ❄#my_snowPT 34صدام می‌لرزه. لعنتی قرار بود اسیب پذی...

Love in the dark⑤⑤چند لحظه نگاهم به رفتنش موند بعد بی‌اختیار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط