{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیران♥️فرید

سیران♥️فرید
انگشت به دهان مانده‌ام از قاعده‌ی عشق ،
‏ما یار ندیده، تبِ معشوق کشیدیم . . .

لایک لطفا🥺🥺
دیدگاه ها (۳)

سیران♥️فریدمن با ناز چشمان تو ویران میشوم؛ناز کن عیبی ندارد ...

سیران♥️فریدحُفره‌ای بود پُر از خون وسطِ سینه‌ی منمِهرت افتاد...

سیران ♥️ فریدامر به معروفم‌ نکن‌ معروف‌ من‌ چشمان‌ تودینم‌ ل...

سیران♥️فریدتو غزل خواندی و حافظ به جنون آمد گفت؛از صدایِ سخن...

انگشت به لب مانده ام از قائده عشق؛ما یار ندیده تب معشوق کشید...

‍ ‍ از باده ی لبانت ، باید چشیده رفتناز گرمی وصالت ، تب آفری...

چگونه عشق و همآغوشی راه خداشناسی بود مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط