{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
حیرانم
از انبوه واژه های سرگردانی
که دل سپرده اند
سطرهای هاشور زده
دفتر
شبیه مرغکی جامانده
که حیران به هر سو می دود..
دیدگاه ها (۹)

همیشہ از خوبی های آدم ها برای خودت یک دیوار آجری بساز...هر و...

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کردم بن...

یک روزهایی هست حالت بی دلیل خوب استیکجوری که انگار خدا دستت ...

عشق الستت را بببین، در جان نشستت را ببینگرمای دستت را ببین،چ...

درازای ِغزل های نهفته در سکوت شب به پایان رسید آوای ِدل انگی...

با چه واژه ای فراقِ آقای واژه هارا بنویسم؟💔وقتی فرزاد جمشیدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط