{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حیرانم

.
حیرانم
از انبوه واژه های سرگردانی
که دل سپرده اند
سطرهای هاشور زده
دفتر
شبیه مرغکی جامانده
که حیران به هر سو می دود..
دیدگاه ها (۹)

همیشہ از خوبی های آدم ها برای خودت یک دیوار آجری بساز...هر و...

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کردم بن...

یک روزهایی هست حالت بی دلیل خوب استیکجوری که انگار خدا دستت ...

عشق الستت را بببین، در جان نشستت را ببینگرمای دستت را ببین،چ...

نقص هایت را می پرستم پارت پنجم

𝗽𝗮𝗿𝘁 ³𝐧𝐚𝐦𝐞 𝐧𝐨𝐯𝐞𝐥: قلب های یخ زدلبخند تهیونگ بازهم گشادتر شد،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط