{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حیرانم

.
حیرانم
از انبوه واژه های سرگردانی
که دل سپرده اند
سطرهای هاشور زده
دفتر
شبیه مرغکی جامانده
که حیران به هر سو می دود..
دیدگاه ها (۹)

همیشہ از خوبی های آدم ها برای خودت یک دیوار آجری بساز...هر و...

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کردم بن...

یک روزهایی هست حالت بی دلیل خوب استیکجوری که انگار خدا دستت ...

عشق الستت را بببین، در جان نشستت را ببینگرمای دستت را ببین،چ...

از بارش بی موقع باران چه بگویم؟از بام ترک خورده ی ویران چه ب...

‍ قهرِ دین با دل من بر سر دعوای تو بود اقتدایم به غزل حاصل ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط