{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چونسیم آخرزکنارمن چوگذشتی برجاماندم

چونسیم آخرزکنارمن چوگذشتی برجاماندم
بخیال تو به شب غمگین گوهرعطرت افشاندم
یادگاری کزتو دارم ایندو چشم گریه بارم
شمعی لرزان گرید بربالینم هرشب
روشن سازد دنیای غمگینم هرشب
آه بگشا آغوشت همچوشبهای گذشته
درخاطره آور یکدم رویای گذشته
"ای سرو نازم"😔
دیدگاه ها (۰)

زندگی شرح کتاب روزگار ادماستازیه مادرمهربونترمثل درویش بی ری...

این ذهن من که کوچکترین جزییات راهم فراموش نمیکند روان مرا از...

خاطراتم درد میکنندامشب...😔😔😔

یه خواهشی ازت دارم ...حالا که نمیتونی کنارم باشی ،مثل گذشته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط