{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✲ داسش را زمین انداخت.

✲ داسش را زمین انداخت.
فهمید که نمیتوان چیزی را کشت که دیگر وجود ندارد.
و ما در سکوت برای هیچ گریستیم...

#زندگی
دیدگاه ها (۰)

✲ این داستان : وقتی عمو استخوونی میفته دنبالت... :)پارت اول ...

✲ این داستان : وقتی عمو استخوونی میفته دنبالت... :)پارت دوم ...

✲ مَن اَز این دُنیا فَقَط بَد دیدم...✍️ به تنهایی و خلوتم چس...

✲ چطور تا الان زنده موندی... !؟ من... :)#زندگی#خنده_دار #فیل...

زندگی، مثلِ موجِ دریا بود؛ آرام، بی‌دغدغه و بی‌انتها... تا ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط