ما در چه شماریم که خورشید جهانتاب

ما در چه شماریم، که خورشید جهانتاب
گردن به تماشای تو از صبح کشیده است

در عهد سبکدستی آن غمزه خونریز
شمشیر تو آسوده تر از راه بریده است
دیدگاه ها (۱۳)

دل بریدن از تمام این حواشی ساده استمثل باران بهاری دشت را سی...

زرق و برق زندگی دلبستگی دارد ولی دل بریدن از تمام این حواشی ...

سکوت را می پذیرم اگر بدانمروزی با تو سخن خواهم گفت تیره بختی...

پیدا بکن آدم آدم تری را و شانه های محکم و محکم تری را تو آخر...

🌺برخیز و برفروز چراغِ سپیده را🍃تا بنگرم به روی تو صبح ندیده...

{یا هادی ع..}

یک شب هم باید با هم بیدار بمانیم تا خود صبح . هی چشمهای تو پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط