{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی 5 ساله بودم، مادرم همیشه به من می‌گفت که خوشحالی کلی

وقتی 5 ساله بودم، مادرم همیشه به من می‌گفت که خوشحالی کلید زندگی است. وقتی به مدرسه رفتم، آنها از من می‌پرسیدند که وقتی بزرگ شوم، می‌خواهم چه کاره شوم؟ من هم می‌نوشتم خوشحال! آنها به من می‌گفتند که تکلیف را نمی‌فهمی و من به آنها می‌گفتم که شما زندگی را درک نمی‌کنید…
♘ John Lennon♘
دیدگاه ها (۱۵)

شکست ها و نگرانی هایت را رها کن،خاطراتت را،نمیگویم دور بریز،...

خسته ام پینوکیواین جا آدم ها دروغ هایشاخدار می گویندو دماغ د...

★می‌خواستم با تنهایی کنار بیایم، دلم با تنهایی کنار نیامدرفت...

♧لمس کن کلماتی راکه برایت می نویسمتا بخوانی و بفهمی چقدر جای...

۰۱۲ حکمت و حکایت در افق عشق همسرانه

۰۹ |حکمت و حکایت در افق عشق همسرانه

خون آشام من/پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط