{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیال خام

خیال خام
شراب خواستم و عمرم
شرنگ ریخت به کام من
فریب کار دغل پیشه
بهانه اش نشنیدن بود..
دیدگاه ها (۳)

خدا به داد غریبان در به در برسد….عرض ارادت #صادق_غریب به اما...

شعری سوزناک از استاد شهریار...💔🥺----------------------------...

قرار بود که دردلی کنم با توولی دریغدرین مختصر نشد که نشد ...

ترجیح دادم در قفس در خود بپیچمتا اینکه پیش تو شکاری ساده باش...

قصه چهاردهم: معاویه. (قسمت دوم)

قصه دوم: مالک اشترشیری که در میدان ماند، اما از میز کنارش گذ...

پارت ۳۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط