{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من یه بار از این سوتیا دادم دوستم داشت با یکی حرف میزد من

من یه بار از این سوتیا دادم دوستم داشت با یکی حرف میزد منم داشتم با اون حرف میزدم دوستم گفت یه لحظه صبر کن من از دهنم در رفت من صبر نمیکنم صبر منو میکنه
میدونم خاک تو سرم برینه ولی خدا رو شکر کسی نشنید
دیدگاه ها (۱۳)

الان قراره ویسگون رو پاک کنم ایشالا بعدا بر میگردم خدافظ همگ...

مخاطب:دوستم تو مدرسهسلام خوش اومدم البته موقت

هر سوالی خواستید میتونید ازم بپرسید ولی قول نمیدم اسم و سن ر...

فکر کنم امروز تولد آتسوشی باشه آره؟اگه هست مبارک اگه نیست وا...

پارت ۳کارن:کلاس دومم تموم شد.همه ی بچه ها رفته بودن تو سالن ...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط