دیگر نه آنقدر از خوشی‌ها خوشحال می‌شوم و نه از غم‌ها اندو

دیگر نه آنقدر از خوشی‌ها خوشحال می‌شوم و نه از غم‌ها اندو

دیگر نه آنقدر از خوشی‌ها خوشحال می‌شوم و نه از غم‌ها اندوهگین!
دیگر هیچ چیز مرا به درد نمی‌آورد
هیچ چیز آنقدر نمی‌تواند به قلبم حسی تازه دهد
انگار که همه چیز را تا این دهه از زندگیم تجربه کردم
آن هم نه یک تجربه ساده چون چیزی که از آنها باقی ماند چیزی فراتر از یک درس بود . . .
همیشه با خود می‌گویم این موضوع که دیگر آنقدر دردها برایم دردآور نیستند موضوع خوبیست اما ناگهان فکرم به این سو می‌رود که این موضوع که هیچ چیز قلبم را خوشحال نمی‌کند موضوعی بسیار دردناک است
به زبانی ساده‌تر بخواهم برایتان شرح حال دهم
تنها چیزی که قلبم را به درد می‌آورد این موضوع است که دیگر نمی‌تواند خوشحال بشود . . .

غم تاابد ...‌💔🥀
دیدگاه ها (۰)

★سکوت....p¹قلبم درد میکنه...خیلی قلبم درد میکنه!عشق یک طرفه؟...

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁰کاش می‌شد همین چند دقیقه رو از همه‌ی...

«حُکمِ تکوین: هندسهٔ حَد در ساحتِ بهرام محمدی» دیده‌بانِ جن...

«حُکمِ تکوین: هندسهٔ حَد در ساحتِ بهرام محمدی» دیده‌بانِ جن...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

#زندگی#انسان#درد#رنج #نور_الهی#رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی#روانکا...

رمان انتقام ازدواج کامل

پروانه جان

محو زیبایی او پارت ۴۸ویو ته یونگاز رزا جدا شدم و رفتم پیش جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط