{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلش دریای خون چشمش به در بود امیدش دیدن😢🏴

دلش دریای خون چشمش به در بود امیدش دیدن😢🏴

روی پسر بود پدر میگشت قلبش پاره پاره پسر میکرد بر حالش نظاره پدر چون شمع سوزان آب میشد پسر هم مثل او بیتاب میشد پسر از پرده ی دل ناله سر داد پدر هم جان در آغوش پسر داد😢🏴

السلام علیک یا امام رضا

🏴🏴🏴🏴🏴
🏴🏴😭🏴🏴
🏴🏴🏴🏴🏴
دیدگاه ها (۰)

دوباره آمده فصل بهار ناب خوش عهدی ربیع🍃🌹🍃 الاول و عالم ، همه...

سلام امام زمانم🍃🌹🍃صبرم از کاسه دگر لبریز است🥀 اگر امام زما...

هست نگاه نگران همه سوی تو ای دسته گل😢🏴 فاطمه ای دردانه احمد...

لاله ای بود که با داغ جگر سوخته بود آتشی😭🏴 در دل سودا زده اف...

مهرو

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟑پدر ته: تهیونگ مگ بهت هشتار ن...

رمان تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط