{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می دانی ...

می دانی ...
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
"تـعطیــل است"
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت،
باید به خودت استراحت بدهی،
دراز بکشی دست هایت را
زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی،
در دلـت بخنــدی
به تمام افـکاری که پشت
شیشه ی ذهنت صف کشیده اند،
آن وقت با خودت بگویـی : 
بگذار منتـظـر بمانند ...


‌‌ ‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۳)

وضو که می گیری با لب خندان سر جانماز بنشین!اگر اخم ها را در ...

عمارت ریونتا رو اینجوری تصور کنید

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

پارت ۵۱ آریانا هنوز گوشی را در دستش گرفته بود.جونگ‌کوک با نگ...

دم خروس بیرون است مرض جای دیگریست.

🖤 مافیای منقسمت یازدهم | حقیقتی که نباید می‌فهمیدات تمام روز...

سناریو قهوه با بوی شکلات

۸۰ لایک و ۳۰ نشر و ۱۰۰ کام و ۶ فالوpart : 47chapter : 2پشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط