دلم گرفته
دلم گرفته ..
نیستی و هستم هنوز
بی جان و بی رمق ..
خسته از روزهایِ تکراری
فرسوده ام در شب هایِ بی روزن
سیاهیِ مطلق ..
انصاف نیست
اینگونه که نیستی
تابستان هم
دق می کند چه برسد به من !
دلم برایت پَر می زند
از اینجا که منم تا آنجا که تویی
از اینجا تا ثریا ..
مرا که به دوست داشتنت
اینچنین سکوت کرده ام
به زندگی برگردان
مگذار سیاه پوشِ عشق شوم
میان واژه هایِ سپید ...
دلنوشته
مردترک#
نیستی و هستم هنوز
بی جان و بی رمق ..
خسته از روزهایِ تکراری
فرسوده ام در شب هایِ بی روزن
سیاهیِ مطلق ..
انصاف نیست
اینگونه که نیستی
تابستان هم
دق می کند چه برسد به من !
دلم برایت پَر می زند
از اینجا که منم تا آنجا که تویی
از اینجا تا ثریا ..
مرا که به دوست داشتنت
اینچنین سکوت کرده ام
به زندگی برگردان
مگذار سیاه پوشِ عشق شوم
میان واژه هایِ سپید ...
دلنوشته
مردترک#
- ۱.۲k
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط