من به اعجاز گناه تو مسلمان شده ام
من بـه اعجازِ گناهِ تـو، مسلمان شده ام
تا تورا دیده ام اینگونه غزلخوان شده ام
فقط از سرخیِ لبهـات بپرسی، کافیست
بعدِ خندیدن شان ، عاشقِ باران شده ام
گُسلِ فاجعـه پیـدا شـده ، در حنجره ام
کاشفِ زلـزلـه ای، در دلِ ویـران شده ام
تا کـه رد میشوی از کوچـه، تنم می لرزد
محوِ زیبـاییِ آن، مـوی پریشان شده ام
یک بغل با تـو نشستم ، دهنم آب افتاد
سـوژه ی شاعـریِ کلـه خرابـان شده ام
سَر و سِرۍست میانِ تـو و دیـوانگی ام
نکند عاشقِ معشوقـه ی دیـوان شده
#عشقولانه
تا تورا دیده ام اینگونه غزلخوان شده ام
فقط از سرخیِ لبهـات بپرسی، کافیست
بعدِ خندیدن شان ، عاشقِ باران شده ام
گُسلِ فاجعـه پیـدا شـده ، در حنجره ام
کاشفِ زلـزلـه ای، در دلِ ویـران شده ام
تا کـه رد میشوی از کوچـه، تنم می لرزد
محوِ زیبـاییِ آن، مـوی پریشان شده ام
یک بغل با تـو نشستم ، دهنم آب افتاد
سـوژه ی شاعـریِ کلـه خرابـان شده ام
سَر و سِرۍست میانِ تـو و دیـوانگی ام
نکند عاشقِ معشوقـه ی دیـوان شده
#عشقولانه
- ۱.۰k
- ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط