{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به چند مقر مرزی سر زدیم.

به چند مقر مرزی سر زدیم.
به بسیجی‌های خامنه‌ای که زندگی آرام را رها کرده بودند و در گرمای بالای ۵۰ درجه از زمین و آسمان ایران پاسداری می‌کردند.
گروهی کنار نهر خیّن رفته بودند سنگرهای قدیمی زمان جنگ را از زیر خاک درآورده و مستحکم کرده بودند؛ در نقطه صفر مرزی. می‌گفتند "ما برای هجوم زمینی آماده‌ایم؛ دوش پرتاب هم داریم." روی هایلوکس شخصی‌اش دوشکا گذاشته بود. نقشه موانع زمینی که طراحی کرده بودند را نشان دادند؛ روش‌های شکار هلیکوپترهای آپاچی، زدن نفربرها، حتی کیفیت هدف گرفتن تفنگداران تروریست را. یکی یکی سلاح‌ها و مهمات را توضیح دادند و اینکه هر کدام به چه دردی می‌خورد... شوق داشتند که "دمار از روزگارشان در می‌آوریم اگر زمینی بیایند."

مقر دیگری مشرف به شط دست بسیجی‌های یاسوجی بود. خنکای زاگرس کجا، دشت‌های داغ جنوب کجا. یکی‌شان شاعر بود. گفت قلم را زمین گذاشته‌ام و سلاح برداشته‌ام. ما را داخل سنگر نگه داشتند. صدای بی‌سیم می‌آمد که می‌گفت وضعیت قرمز است و در سنگرها پناه بگیرید. گفتند روز گذشته یک پهپاد شکار کرده‌اند؛ انگار که کلاغ زده باشند. شعر خواندند و شعار دادند و سلاح‌های لیزری‌شان را به‌ما نشان دادند.
دسته‌جمعی حمد و آیت‌الکرسی خواندیم و اخطار بی‌سیم را نادیده گرفتیم.

🔺️ فیلم بالا؛ بسیجی ۲۴ ساله خرمشهری که می‌خندید و می‌گفت ما محکم اینجا را داریم، خیالتان راحت. تیربار سنگینش زیر آفتاب داغ شده بود... انگار نه انگار. (گفتند برای پخش چهره‌ها مانعی نیست. خودشان هم عکس گرفتند و منتشر کردند.)

@yaminpour
دیدگاه ها (۰)

از جنوب داغدرباره یک اتفاق تاریخی

*♦️ماجرای عکس مسی و لامین یامال در ۵ ماهگی * 🔹در سال ۲۰۰۷،...

کپشن حتما بخونید

اینا سند از جیب خود سلطنت طلبان هست اینارو ژنرال ارتش شاه و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط