{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دسـتم را بـالا مـی بـرمـ

دسـتم را بـالا مـی بـرمـ

 و آسـمان را پایـیـن مـی کشـم

 مـی خـواهم بـزرگـی زمیـن را نـشـان آسـمـان دهـم !

تـا بـدانـد

 گـمشـده ی مـن

 نـه در آغـوش او . . .

 کـه در هـمیـن خـاک بـی انـتهـاسـت

 انـقدر از دل تنـگـی هـایـم بـرایـش خـواهـم گـفـت

 تـا سـرخ شـود . . .

 تـا نـم نـم بـگـریـد . . .

 آن وقـت رهـایـش مـی کنـمـ

 و مـی دانـمـ

 کسـی هـرگـز نخـواهد دانـسـت

 غـم آن غـروب بـارانـی

همـه از دلـتنـگی هـای مـن بـود . . . !

دلتــنگتـمـ پـدر مهــربانمـ
روحـت شـاد 🙏🙏🙏
دیدگاه ها (۰)

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

راستش عزیزکرده، زیباترین توصیفی که در وصف این روزهایم دیده‌ا...

بچه که بودم آنقدر از خدا می ترسیدم ،که بعد از هربار شیطنت ، ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

✦ اولین گناه ✦فصل چهلم: تا ابد---حسودی.لعنتی. حسودی.به بچه‌ه...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

وقتی می‌خندی، دنیای من دگرگون می‌شود؛ انگار در آن لحظه‌ها تم...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦ _بخش اول_ حالا وقتش نیست که ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط