غوغای درد
غوغای درد
بی ساحلت هر لحظه در دریای دردم
من روز و شب آواره در دنیای دردم
گرمای جانت را بیاور در جهانم
تا در زمستانهای پُر سرمای دردم
پایان ندارد در وجودم داغ عشقت
برگرد وقتی خسته از غوغای دردم
ویران نخواهی کاش دنیا را برایم
دیوانهام، آوارهام، رسوای دردم
پایان ندادم بی تو در شعرم غمت را
من شاعری هستم که در رویای دردم
بی ساحلت هر لحظه در دریای دردم
من روز و شب آواره در دنیای دردم
گرمای جانت را بیاور در جهانم
تا در زمستانهای پُر سرمای دردم
پایان ندارد در وجودم داغ عشقت
برگرد وقتی خسته از غوغای دردم
ویران نخواهی کاش دنیا را برایم
دیوانهام، آوارهام، رسوای دردم
پایان ندادم بی تو در شعرم غمت را
من شاعری هستم که در رویای دردم
- ۲.۴k
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط