جی جی در حال آشپزی بودم که مدیر مدرسه لونا زنگ زد

جی جی= در حال آشپزی بودم که مدیر مدرسه لونا زنگ زد

جی جی= در حال آشپزی بودم که مدیر مدرسه لونا زنگ زد
مدیر= سلام خانم هانامیچی میگم دخترتون حالش خیلی بده
جی جی= بله الان میام رفتم دم مدرسه
لونا= مامان خیلی سرم درد میکنه
جی جی= در آغوشش گرفتم گفتم قربونت برم دخترم سوار شو تا بریم دکتر
لونا= باشه مامان.
جی جی= رسیدیم لونه را بغل کردن رفتیم داخل
دکتر= چیشده
جی جی= دخترم خیلی سرش درد میکنه
دکتر= ببریدش توی اتاق تا عکس بگیره از سرش
جی جی= چشم دخترم تو برو تو اتاق تا من برم پیش خانم دکتر
لونا= باشه مامان
دکتر= وای یه چیزی توی مغزش باید به متخصص آقای واتسون بگم
جی جی= واتسون وای کیفر همون لحظه‌ خودم جعم جور کردم گفتم بله فقط دخترم خوب بشه
دکتر= آقای واتسون میشه بیاید
کیفر= سلام خاتم هانامیچی سلام دکتر ببینم
یه قده توی مغزش که ممکنه خطر نا‌ک باشه خیلی
جی جی= کیفر بعنی آقای واتسون باید باید چیکار کنیم
کیفر= امشب باید بمونه تا برسی کنم
جی جی= ممنون من میرم رفتم خونه ببین یوری این جوری ............. شده نمیدونم
یوری= کاش خوب بشه

صبح🎬🎬
دیدگاه ها (۴)

اخر/p4

پارت 34رمان عشق مدرسه ای ⭐ویو ات: دلقک لباس ات رو تنش کرد و ...

#دو پارتی از هیونجین . درخواستی موضوع: (وقتی توی کمپانی باها...

Part11آقای لی وارد دفتر شد.مدیر گفت: — آقای لی، پرونده‌ی جک ...

پارت 1

پنهان عشق

پارت دو یوری: مامان دلم برات تنگ میشه خداحافظ لیا: خداحافظ م...

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

وقتی همکلاسیت بود و عاشقت میشهعلامت ها(جیمین_ات+)ات سلام من ...

۱۰ همه چیزا باید خوشمزه باشه ....اگر بدمزه باشه ...یا زیر ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط