رفته بودم قبرستون بازمانده هایی از یک خانواده واقعا خوش

رفته بودم قبرستون! بازمانده هایی از یک خانواده واقعا خوش خیال بودن!:) یک دستمال سر گلگلی مورد علاقه پیچیده شده دور سنگ، تسبیح جا گرفته رو سنگ قبر و محبوب مرحوم و .... هرچیزی که مرحوم دوست داشت رو کنارش باهاش گذاشته بودن! دریغ ازینکه خرج کردنامون باید مال اینجا باشه!:)... اون ور بدرد نمیخوره چه خرج کردن عشق باشه چه پول!:)
دیدگاه ها (۰)

کودکی هم دوران عجیبیه ها! ارامش رو میتونی توی کوچیک ترین چیز...

روزی که خبر دادن چه کسی رئیس جمهور شد منو رفیقم داشتیم میخند...

چرا هرچی بهت میگم گوش نمیدی؟ 🔪🩸؟ #دارای_مخاطب

به یاد تستسترونداران قوی☆

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط