{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفته بودم قبرستون! بازمانده هایی از یک خانواده واقعا خوش

رفته بودم قبرستون! بازمانده هایی از یک خانواده واقعا خوش خیال بودن!:) یک دستمال سر گلگلی مورد علاقه پیچیده شده دور سنگ، تسبیح جا گرفته رو سنگ قبر و محبوب مرحوم و .... هرچیزی که مرحوم دوست داشت رو کنارش باهاش گذاشته بودن! دریغ ازینکه خرج کردنامون باید مال اینجا باشه!:)... اون ور بدرد نمیخوره چه خرج کردن عشق باشه چه پول!:)
دیدگاه ها (۰)

شخصیت های ات آن تایتان به عنوان برادر

Ugly fan and hot fucker(پارت ۱۳)

پارت ۳۲ :یک نفر در قبرستان سه روز بعد ویو چیفویو:سه روز از ا...

☘️وقتی به خودم اومدم بی‌اراده غرقِ آبیِ چشمای شبیه دریاش شده...

مبینا:میدونم شادی ولی خودتم خوب میدونی که من تحمل این چیزا ر...

[اگه وجود نداشتی] P¹کوک ویوات نه بهم توجه میکنه نه چیزی فقط ...

#طاها به سمت اتاق مشترکمون رفتم باز لایه حوله خیس که دورش پی...

CHERRY BLOSSOMPart10(=علامت فرد های متفرقه ) =منظورت چیه؟ می...

BLACK DREAMS

پارت11جیمین: با دوشیزه رفتیم باغی که پشته خونشون بود واقعا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط