رفته بودم قبرستون بازمانده هایی از یک خانواده واقعا خوش
رفته بودم قبرستون! بازمانده هایی از یک خانواده واقعا خوش خیال بودن!:) یک دستمال سر گلگلی مورد علاقه پیچیده شده دور سنگ، تسبیح جا گرفته رو سنگ قبر و محبوب مرحوم و .... هرچیزی که مرحوم دوست داشت رو کنارش باهاش گذاشته بودن! دریغ ازینکه خرج کردنامون باید مال اینجا باشه!:)... اون ور بدرد نمیخوره چه خرج کردن عشق باشه چه پول!:)
- ۲.۱k
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط