{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آشفتگیه باید ببخشید..

تنم در وسعتِ دنیای پهناور نمی‌گنجد
روان سَركشم در قالبِ پیكر نمی‌گنجد..

مرا اسرَار از این گفت وگو بالاتر است، ام‍ّا
به گوش خَلق از این حرف بالاتر نمی‌گنجد

مرا خواب آن زمان آید كه در زیرِ لحد باشم
سرِ پرشور اندر نرمیِ بستر نمی‌گنجد

توانگر را مخوان در گوشِ دل اسرار درویشی
كه در خشخاش خورشید بلند اختر نمی‌گنجد

نشان قبر مَگذارید بعد از مرگ یغما را
شهاب طارم اسرار در مقبر نمی‌گنجد.»


#یغما.شاعر✨
دیدگاه ها (۱)

غریب و صنم...

نه ابري بود و نه آسماني؛ چشم‌هاي من بود که مي‌باریدبارِ رنج ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط