{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اࡏަر روزی فراموشم کنے،

اࡏަر روزی فراموشم کنے،
اࡏަر صدایم از خاطرت پاک شود،
اࡏަر حتے نامم را به‌سختے به یاد بیاوری…
فقط امیدوارم یک‌چیز بماند:
حسے که در چشم‌هایم دیدی.
چون من تمام عشقم را آنجا ࡏަذاشتم.
در همان لحظه‌هایے که بےصدا نࡏަاهت کردم،
در همان ثانیه‌هایے که دلم خواست زمان بایستد
نه برای همیشه،
فقط آن‌قدر که نگاهت را بیشتر نفس بکشم.
چشم‌هایم همیشه وقتی تو را مےبینند،
کمے روشن‌تر می‌شوند.
و اࡏަر عشق معنایے داشته باشد،
همان نوری‌ست که بےاجازه در نگاه آدم مےنشیند.
دیدگاه ها (۵.۷k)

بک بدیم؟ تعداد با شما ویژه میکنم . اعتبار میزنی کام بزار

رمان نگاه اول در تاریکی پارت 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط