چند سال پیشدرست همچین روزیهول و هوش همین ساعتها یه شه

🎂چند سال پیش،درست همچین روزی،هول و هوش همین ساعتها ،یه شه

🎂چند سال پیش،درست همچین روزی،هول و هوش همین ساعتها ،یه شهری خیلی دور از اینجا قدم به این دنیا گذاشتم،
مامان بزرگم میگفت: چشماش شبیه پسرمه
خالم میگفت: درست کپی خودمه،خوشگله
مادرم اما اعتقاد داشت که به‌خودش،رفتم
بزرگتر که شدم همه چیز تغییر کرد،وقتی به خودم اومدم دیدم شبیه هیچکس نیستم،هر کسی دنبال یه چیزی بود،گذراندن روزهای تکراری و حوصله سر بر
من اما .....دنبال زندگی متفاوتی بودم ،حس و حال متفاوت
دخترا دنبال عروسکاشون و پسرا دنبال به دست آوردن دل اونا
اما من ،با دوچرخه ام و کتابام و یه مشت حلزون تو جیبم و چندتا قورباغه تو کیفم یه گوشه ای از باغ برای خودم رویا پردازی میکردم
بزرگتر که شدم توی محل کارم همه روانشناس دیوانه صدام میکنن،بعضی ها افکار و رفتارمو به بی حسی و خلا نسبت میدن
چقدر خوب که تا به این سنم نظر هیچکس برام مهم نبوده و نیست 😁
توی حباب خودم زندگی میکنم ،بسیار شاد و پر انرژی و این شبیه خودم بودن منو از بقیه متمایز میکنه چون در نهایت این خودمم که برای خودم میمونم
آرزو میکنم این روز زیبا برایم آغاز سالی پر از آرامش و عشق باشه
تولدم مبارک 😌🥹
دیدگاه ها (۹۸)

‏🐺[۱۲:۰۷ ~ ۱۲:۱۹ به وقت کلمبیا]استیخیلی خوب خوابیدم…لبام سه ...

آرزو میکنم هیچ ای کاشی تو زندگیم نباشه...🫠 ۳۶۵ روز ب سنم اض...

و ته...هنوز نگاهم می‌کرد.من لبخند زدم.یه لبخند پر از اشک.بعد...

تولد سه سالگیم مبارککک.🎉🎈✨️سه ساله که به لطف یکی آرمی شدم و ...

****کپشنخب میخواستم یه صحبتی بکنم با بعضی از عزیزان دلنمیخوا...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت سیزدهمویو اتچند هفته از اون روز...

رمان عشق و انتقام

- خداحافظی من از تو انقدر تلخ بود که خودم هم تموم شدم...حالم...

آرهخلاصه-🗣️وای بچه‌ها من یه مشکل خخخخخخخییییییلللللییییییی ب...

زیبای کوچک فریبکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط