تو

تو
آن شعر محالی که هنوز
با دو صد دلهره در حسرت آغاز توام
چشم بگشای و مرا باز صدا کن
" ای عشق"
که من از لهجه ی چشمان تو
شاعر بشوم
و تو را سطر به سطر
و تو را بیت به بیت
و تو را عشق به عشق ...
شاید این بار تو را پیش تو
با مرگ خود آغاز کنم ...
دیدگاه ها (۳)

https://wisgoon.com/neda.turkدرگذشت مادر بزرگ عزیزت و بت تسل...

🤷‍♀️🤷‍♀️🤷‍♀️🤷‍♀️

مثل آن چایی که می‌چسبد به سرما بیشتربا همه گرمیم با دل‌های ت...

میخوای شاد باشی؟به هرکسی که پشت سرت حرف میزنهگوش نده ...!فکر...

💕وقتی که روح عشق رااینگونه عریان می کنی درواژه های شعر من گو...

وقتی که روح عشق رااینگونه عریان می کنی درواژه های شعر من گوی...

تقدیم بانثار عشق خدمتِ جانانم:❤🌹زندگی را طعم لب های تو گیرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط