{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀.
⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⣴⣶⣤⣤⡆
⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠈⢉⣽⡿⠋
⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⢀⣤⠀⢀⣤⣴⣾⠟⠉⢀⡄
⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⣶⣶⣾⣿⣿⡿⠛⠉⠀⠀⠀⣼⡇
⠀⢀⡦⠀⢠⣶⡄⠀⠀⣿⠏⠁⠉⠉⠀⠀⠀⠀⠀⠀⣿⠁
⠀⣾⠁⠀⢿⣿⠇⠀⢠⡿⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⢠⣿⠀⣠
⢸⣿⠀⠀⠀⠀⠀⣠⣾⠃⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠸⣿⣿⡏
⢸⣿⣷⣶⣶⣶⣿⡿⠃⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠙⠋
⠀⠙⠿⠿⠿⠛⠉⠀⠀⠀⣀
⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⣰⣿⣿⣿⡷⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⣀
⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠈⠛⠉⠉⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⢰⣿⣿⣿⠇
⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠈⠉⠁⠁

ندارم جز اسم و کربلای تو پناهي❤️‍🩹

من از آن دخترهایی‌ام که کودکی‌شان بوی محرم می‌دهد...
از آن‌هایی که شب‌های هیئت را بیشتر از هر مهمانی دیگری دوست داشتند. دختربچه‌ای که دست در دست مادر، میان کوچه‌های سیاه‌پوش قدم می‌زد و دلش از دیدن پرچم‌های «یا حسین» می‌لرزید، بی‌آنکه بداند این لرزش، آغاز یک عشق همیشگی است.
هنوز هم یادم هست چادر کوچکم که مدام از روی سرم سر می‌خورد، صدای روضه‌ای که از بلندگوها در کوچه می‌پیچید، بوی اسپند و گلاب، و اشک‌هایی که آرام روی گونه‌های زن‌ها می‌نشست. آن روزها چیزی از مصیبت کربلا نمی‌فهمیدم؛ فقط می‌فهمیدم وقتی نام حسین برده می‌شود، دل‌ها رنگ دیگری می‌گیرند.
سال‌ها گذشت ..
دخترکِ هیئت بزرگ شد. روزگار هزار بار او را خنداند و هزار بار گریاند. اما میان تمام تغییرهای زندگی، یک چیز ثابت ماند؛ هرجا که نام تو بود، دل من آرام‌تر می‌تپید.
حسین جان ؛
شاید من عشق تو را انتخاب نکردم؛ عشق تو از همان کودکی مرا انتخاب کرد. از همان شب‌هایی که روی فرش‌های هیئت می‌نشستم و خیره به پرچم‌ها می‌شدم. از همان لحظه‌هایی که اشک‌های مادرم می‌دیدم و نمی‌دانستم چرا دلم می‌خواهد همراه او گریه کنم.
امروز که بزرگ‌تر شده‌ام، بیشتر می‌فهمم چرا هر راهی آخرش به تو می‌رسد؛ چرا خسته‌ترین دل‌ها زیر پرچم تو آرام می‌شوند؛ چرا بعد از این همه سال، هنوز با شنیدن «السلام علیک یا اباعبدالله» چیزی درون قلبم فرو می‌ریزد.
من بزرگ شدم، اما هنوز در گوشه‌ای از قلبم همان دختر کوچکی زندگی می‌کند که میان شلوغی هیئت‌ها ایستاده، به پرچم‌های سیاه خیره شده و بی‌آنکه بداند عشق چیست، تمام دلش را به حسین سپرده است... 🖤🪄"

دلنوشته های مهدیا
.
⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀.
⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀





#السلام‌علیــڪ‌یاسیدالشهـداء «علیه‌السلام» #مذهبی #آرامش #کربلا #مداح #حسین_ستوده #نوحه #محرم #ماه_محرم #ویسگون
دیدگاه ها (۱)

.🚩 تصویری از مشت گره‌ کرده شهید تنگسیری در لحظه شهادت ✊🏼❤️‍🔥...

⁨⁨«تا ابد برای آنها» 📌 درخواست حاج سید مجید بنی فاطمهاز کربل...

✍🏻دشت پر از غبار بود و دل‌ها پر از عطش،اما تو میان این همه ت...

«بیرانوند تنها نبود... فرشته‌های میناب پشت دروازه بودند 🕊️❤️...

🖤🥀رقیهٔ ایران... آرام قدم بگذار... ارباب حسین علیه‌السلام، د...

🥹🏴☕🇮🇷🇮🇶هنوز موعدش نرسیده... اما دل، از همین حالا میانِ عموده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط