من و جام می و معشوق، الباقی اضافات است...

من و جام می و معشوق، الباقی اضافات است
اگر هستی که بسم الله، در تأخیر آفات است

مرا محتاج رحم این و آن کردی، ملالی نیست
تو هم محتاج خواهی شد، جهان دار مکافات است...

ز من اقرار با اجبار می گیرند، باور کن
شکایت های من از عشق ازین دست اعترافات است

میان خضر و موسی چون فراق افتاد، فهمیدم
که گاهی واقعیت با حقیقت در منافات است

اگر در اصل، دین حُبّ است و حُبّ در اصل دین، بی شک
به جز دلدادگی هر مذهبی، مُشتی خرافات است...

{فاضل نظری}

چقدر از اشعار آقای نظری خوشم اومد 🤓🥲
دیدگاه ها (۳۴)

....عرضی نیست :)

یکم خودشیفتگی، همراه شعر

من قصه ی فراق تو را خاک کرده ام ، حاصل چه شد؟جوانه زدی ، بیش...

غم عشقت بیابون پرورم کرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط