میگفت میترسم

[°می‌گفت : می‌ترسم!
می‌ترسم این حرفایِ قشنگ
این همه حسِ قشنگ که الان داریم تموم شه؛
می‌ترسم دوستت دارم گفتنات کم رنگ شن،می‌ترسم با این صدایِ خش دارت،
دیگه روبه‌روم نشينى برام شعر بخونی!
تا منم چشمام رو ببندم و دلم قنج بره برا صدات؛ می‌ترسم موهایِ پريشونمو وقت نکنی دیگه شونه کنی،
دیگه موهامو بو نکنی مسـت شی و دیونه بازيات تموم شه ، آخه من عاشقِ دیونه بازياتم!
گفتم : منم می‌ترسم!
می‌ترسم چشماتو یکی دیگه ببینه ،
یکی غیر از من،آخ که چشماش دیونه می‌کنه لعنَتی!
مگه میشه چشماشو ديد و دیونه نشد؟!
من با تو لحظه به لحظه عاشقم..
به آغوش کشيدمشو گفتم : دوست داشتنت روزیِ منه؛
که خدا هر روز بیشترش می‌کنه!
خدا روزیِ آدمو قطع نمی‌کنه که، می‌کنه ؟!💙'°]
- پرویز جلیلی‌
#عاشقانه#جهان_بزرگ_من🌍
دیدگاه ها (۱)

[راستش‌میترسم..!میترسم‌‌از‌روزی‌که‌ببینمت‌و‌اون‌روز،برایِ‌هم...

[°- میگما جانِ من میدونی کِی احتمال داره که تنهات بزارم؟احتم...

+منو نگاه کن...قهری؟_قهرم+خودتو زدی به اون راه؟_خودمو زدم به...

‹‹ محمود درویش چقدر قشنگ میگه :تو نَه دوری تا انتظارت کشم و ...

You must love me... P9

فاصله ای برای زنده ماندن جیمین روی زانوهایش جلوی من ماند، مث...

کاملا درسته ! این یه اختلاف تاکتیکی نیست !!و فقط زمانی تموم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط