{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشک رازی‌ ست

اشک رازی‌ ست
لبخند رازی‌ ست
عشق رازی‌ ست
اشک آن شب لبخند عشقم بود.
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی...
من درد مشترکم
مرا فریاد کن ...

🎙"شاملو"
دیدگاه ها (۰)

عجب پای گریزان دارد این عمرتو گو باران ریزان دارد این عمربه ...

سالها شد رفته دمسازم زدست اما هنوزدر درونم زنده است و زندگان...

اشک رازیستلبخند رازیستعشق رازیستاشک آن شب لبخند عشقم بودقصه ...

ارغوان شاخه همخون جدا ماندهٔ منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفت...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط