{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انتظارت می کشم با چشم تر در هر گذر

انتظارت می کشم با چشم تر در هر گذر
سوختم امّا ندیدم خالِ مَه رو در نظر
پشتِ این دیوارها شعری سرودم نیمه شب
خوبِ من رسمِ محبّت نیست دلتنگی دگر
دیدگاه ها (۷)

باران فقط بهانه بودتا در کنارم داشته باشمتحالا که ابرهای سیا...

شکستم بی صدا دنیا دلم بیمارِ بیمار استبه هر سوزی ...

لحظه هایم را بر چشمهایت میسپارمکه چه آرام و سادهمینشیند بر د...

نگاهت را قاب کرده امبا شاخه ای یاس از جنس بارانگذاشته ام روی...

افسانه‌ی خون و گل قسمت ۲۸: رقصِ در سایه‌هابیمارستان، در سکوت...

این چشم غره‌های پدر از چیست؟ ... مادر من اشتباه نکردم کهتا چ...

جنوب قلب ایران است...وقتی صدای سنج و دَمام در کوچه‌ها می‌پیچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط