{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه بار جوری دستاشو گرفته بودم

یه بار جوری دستاشو گرفته بودم
تک تک انگشتام
لابه لای تک تک انگشتاش بود.
هر انگشتم،
سهم خودشو از دستاش داشت!
اون موقع بود که فهمیدم
عدالت چقدر می تونه شیرین باشه!
دیدگاه ها (۰)

هرچی بیشتر آدما رو شناختم فهمیدم با بعضیا نباید خودت باشی،با...

رها🦋 واست غرورمو زیرپا گذاشتم ثابت کن اشتباه نکردم....من برا...

پارت سوم معرفی کتاب زرد پوست: اما من نوشیدنی می‌خوردم که میل...

ورق بزنید.......

سناریو دازای

Destiny part 9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط